جناب آقای درویشی باعث افتخار ماست که امروز در خدمت شما هستیم؛ چون شما یکی از افراد تاثیرگذار در حوزه ارتباطات و اطلاعرسانی در حملونقل جادهای بودهاید و همواره از شما بهعنوان معمار روابط عمومی یاد میشود و این سازمان نوپا بهواسطه حضور جنابعالی پرفروغ بوده است. لطفاً برای شروع گفتوگو بفرمایید از چه زمانی وارد سازمان راهداری شدید؟
ابتدا تشکر میکنم از مطالبی که فرمودید، اما بگذارید در ابتدا بگویم واقعیت این است که هر آنچه در طی دوره هشتساله مسئولیت اینجانب در دفتر ریاست و روابط عمومی سازمان حملونقل و پایانههای آن زمان رخ داد و بهزعم شما، دوره پرفروغ بود، اول لطف خدا و بعد مرهون تلاش و همکاری و همدلی همه همکاران بنده در روابط عمومی سازمان بود و همچنین حمایتهای مدیریت ارشد سازمان از برنامههای روابط عمومی؛ اما در خصوص نحوه حضور در سازمان حملونقل باید بگویم با روی کار آمدن دولت جدید درسال 1376 و با پیشنهاد جناب آقای مهندس خوانساری بهعنوان معاون وزیر و رئیس سازمان حملونقل و پایانههای کشور، بنده از ابتدای مهرماه همان سال بهعنوان مدیرکل دفتر ریاست و روابط عمومی سازمان حملونقل و پایانههای کشور منصوب شدم و فعالیتم را در سازمان آغاز کردم و تقریباً تا مهرماه سال 1384 به مدت 8 سال مستمر در همان سمت و پس از آن هم به مدت سه ماه بهعنوان مشاور امور فرهنگی و ارتباطات جناب آقای مهندس بخارایی معاون وزیر و رئیس جدید سازمان و تا آذرماه سال 1384 مشغول خدمت بودم.
لطفاً از روزهای ابتدایی ورودتان به سازمان برایمان بگویید و اینکه از همان ابتدا چه تغییراتی را ایجاد کردید؟
وقتی وارد روابط عمومی سازمان حملونقل شدم، با توجه به سوابق قبلیام در روابط عمومی و رسانههای مختلف از جمله روزنامه و صدا و سیما، احساس میکردم روابط عمومی سازمان به یک جریان هوای تازه نیاز دارد. فضای آن روزهای کشور میطلبید که یک گفتمان تازه و اطلاعرسانی در شأن سازمان شکل بگیرد. در ابتدای کار به شناخت مجموعه، وضعیت نیروها، کارکردهایشان و عملکرد گذشته پرداختیم. با قدردانی و یادآوری تلاشهای به عمل آمده توسط مدیران قبلی روابط عمومی، باید گفت، این عزیزان نیز در حد امکاناتی که در اختیارشان قرار داشت، انجاموظیفه کرده بودند، اما ما هدف مهمتر دیگری داشتیم و به آن عملکردهای قبلی قانع نبودیم. لذا شروع کردیم به تبیین و تدوین اهداف و استراتژی روابط عمومی سازمان و شناخت بهتر مخاطبان و جامعه هدف.
خوشبختانه در ایامی این اتفاق کلید خورد که در آستانه روز 26 آذر، روز حملونقل بودیم. ازاینرو تصمیم گرفتیم از همان ابتدا پایههای قویتری را برای معرفی سازمان بنا کنیم.
آیا اهداف و برنامههای شما موردحمایت قرار گرفت؟
بله؛ مدیریت ارشد سازمان در آن مقطع از روابط عمومی حمایت میکردند؛ زیرا ایشان شاهد بودند که ما با برنامه پیش میرویم و به همین دلیل امکانات و تجهیزات و اعتبارات لازم را در اختیار روابط عمومی قرار میدادند.
در بدو شروع به فعالیت، به استانها هم توجهی داشتید یا محور فعالیتتان بیشتر تهران بود؟
در ابتدای کار، و باتوجه به شناختی که از مدیران روابط عمومی در استانها پیدا کردیم، تصمیم گرفتیم نیروهایی مرتبط با روابط عمومی، توانمند، حرفهای و کارشناس جذب کنیم که بتوانند در تحقق اهداف و برنامههای کلان سازمان در حوزه ارتباطات کوشا باشند. در آن مقطع جذب نیرو خیلی سخت بود و بعد از چند ماه پیگیری و توجیه هیأت عامل سازمان برای جذب نیروی کارشناس روابط عمومی، مجوز جذب بالغ بر 20 کارشناس روابط عمومی برای استانها و ستاد مرکزی سازمان حملونقل و پایانهها را گرفتیم و فرایند آزمونهای تخصصی کتبی و شفاهی و مصاحبههای لازم، انجام گرفت و نیروهای توانمند جذب شدند. جذب این کارشناسان با یک برنامه مدون و حساب شده همراه بود و ما واقعاً هدف داشتیم و چشمانداز آینده برایمان مشخص بود.
آیا فعالیتهای ملی در زمینه روابط عمومی برای شما بازتاب دلخواه را داشت؟
خوشبختانه نیروهایی که به کار گرفته شدند، همه علاقهمند و پویا بودند و مقدمه کار ما این شد که طی یک برنامهریزی مدون و مشخص، نیروهای جذبشده برای ستاد مرکزی و مجموعه روابط عمومی در سطح کشور با برگزاری دورههای آموزشی متناسب با نیازهای ارتباطی سازمان در استانهای مختلف، مهارتهای لازم را کسب کنند. همچنین از همکاران روابط عمومی خواستیم نیازهای خودشان را برای کسب مهارتهای تخصصی بیشتر مطرح کنند و سپس دورههای آموزشی متنوعی برگزار شد و درنهایت مجموعه به سمتی پیش رفت که علاوه بر افزایش توانمندیهای حرفهای، همدلی بیشتری بین مجموعه روابط عمومی در سراسر کشور برقرار شد. البته فقط یکی از اهداف برگزاری دورهها در استانها، آموزش بود و هدف بزرگتر این بود که اعضای روابط عمومی در سراسر کشور به این باور برسند که برای پیشرفت بیشتر باید همدل و همراه هم باشند، اطلاعات و مهارتهای حرفهای خود را بهروز کنند و با پشتکار و تلاش بیشتر در یک مسیر مشخص بهپیش بروند که خوشبختانه نتایج بسیار موثری از این همدلیها گرفتیم. من همیشه خدا را شاکر هستم که همکاران بسیار خوبی در مسیر کارم داشتم. چون کار در روابط عمومی با واحدهای دیگر متفاوت است. به قول مرحوم دکتر نطقی بنیانگذار علم روابط عمومی در ایران، روابط عمومی یک شغل اداری نیست، بلکه یک شوق اداری است، چرا که تمامی فعالان در این حوزه با عشق، شور و نشاط، بهرهگیری از تکنولوژی روز و ایدههای نو و همچنین تزریق هنر و تفکر خلاق در حوزه اداری گام برمیدارند و روحشان با ایستایی و سکون منافات دارد و کسی که وارد این حوزه میشود، باید عشق داشته باشد.
برای ارتقای جایگاه روابط عمومی چه اقداماتی انجام دادید؟
برنامههای متنوعی در همین رابطه شروع شد. باید یک تعادل و تعامل مناسب بین مدیران ارشد و بدنه سازمان برقرار میکردیم که به پویایی بدنه بینجامد. بنابراین ارتباط تشکیلاتی با روسای سازمانها ارتقا پیدا کرد و روابط عمومی به جایگاه واقعی خودش دست یافت. چرا که از نظر من روابط عمومی، مشاور و بازوی مدیریت ارشد است و باید کار را به سمتی پیش ببرد که هم اعتماد درون سازمان به سمت او جلب شود و هم بتواند اعتماد و ارتباطات بیرونی را به بهترین نحو برقرار کند.
آن طوری که در بررسی سوابق سالها فعالیت جنابعالی در دستگاههای مختلف مشهود است، شما همواره بهعنوان موسس و طراح نشریات سازمانی بودهاید و نام شما با نشریات سازمانی عجین شده است،آیا در آن مقطع برای سازمان حملونقل، نشریه خاصی داشتید؟
البته تاکنون از این زاویه خودم به موضوع نگاه نکرده بودم و این لطف شما را میرساند. اما چگونگی تامین و نیازها و ابزارهای اطلاعرسانی معطوف به اقتضائات شرایط جامعه و مخاطبان برمیگردد. در سازمان حملونقل نیز به دلیل نیاز به اطلاعرسانی مناسب، مجوز انتشار نشریه پیام حملونقل را در همان سال 1376دریافت کردیم و تا زمان حضور بنده در سازمان حدود یکصد شماره از این نشریه بدون تأخیر به صورت ماهیانه به چاپ میرسید و بین مخاطبان سازمان توزیع میشد. " پیام حملونقل"، در آن مقطع بهعنوان یک نشریه مرجع محسوب میشد و درواقع تریبون اصلی سازمان بود؛ چون در آن زمان ما رسانه خاصی برای انتقال و اشتراکگذاری اخبارمان نداشتیم و من افتخار میکنم که با یک تیم حرفهای این نشریه منتشر میشد و خدا را شاکرم که توانستیم در آن مقطع زمانی، جایگاه خوبی به دست آوریم و ارتباطات موثری با مخاطبان و اصحاب رسانه داشته باشیم. البته یکی دو سال بعد و با توجه بهضرورت اطلاعرسانی جامعتر، مجله " ترابران " نیز با حمایت کامل سازمان منتشر شد که مخاطبان خاص خود را داشت که بنده عضو شورای سیاستگذاری آن نشریه هم بودم
در زمینه ارتباط با رسانهها چه اقدامات ویژهای انجام دادید؟
در ارتباط با رسانهها یک استراتژی شفاف و ثابت داشتیم و اینکه رسانه را صرفاً رسانه میدانستیم و سعی کردیم گرایشات سیاسی روزنامهها یا بالعکس گرایشات سیاسی مدیران را بههیچعنوان در بهرهگیری از رسانهها دخالت ندهیم و با این راهبرد، تمام تلاشمان این بود که با بهرهگیری از ابزارهای متنوع رسانهای که در آن زمان محدودیتهای خودش را داشت، با جامعه هدفمان که رانندگان عزیز حملونقل بار و مسافر، مدیران و صاحبان شرکتها و موسسات حملونقل، سیاستگذاران بخش دولتی، مجموعه نیروهای پرتلاش راهنمایی و رانندگی و بهصورت خاص مسافران حملونقل جادهای بودند، ارتباط موثرتری برقرار کنیم. انتشار نشریه، بروشورهای متنوع، تهیه فیلمهای اطلاعرسانی و آموزشی، بهرهگیری از بیلبوردها و تابلوهای اطلاعرسان محیطی، برگزاری همایشهای مختلف و .. و نیز هماهنگی برای ارتباط بیشتر با خبرنگاران از طریق انجام سفرهای استانی و بازدید از پایانههای مرزی، پایانههای بار و مسافر، امکانات و اقدامات انجامشده از جمله این فعالیتها بود که همینها باعث شد رسانههای جمعی هم احساس نزدیکی بیشتری با ما داشته باشند. لازم است که در اینجا یادآوری کنم که مجموعه فعالیتها و اقدامات روابط عمومی سازمان حملونقل و پایانههای کشور در آن مقطع زمانی سبب شد که چندین سال پیاپی روابط عمومی سازمان در رشتههای مختلف بهعنوان یکی از روابط عمومیهای برتر در کشور شناخته شود و مورد تقدیر وزرا و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت قرار گیرد.
یکی از اقدامات شاخص روابط عمومی زمانی بود که قرار شد کمربند ایمنی قانونی شود، شما حرکت بسیار جهادی در این خصوص انجام دادید، در صورت امکان در این زمینه هم توضیحاتی را بفرمایید؟
همزمان با تصویب قانون بستن کمربند ایمنی، روابط عمومی با کمک دفاتر ذیربط در ستاد سازمان از جمله دفاتر ایمنی و ترافیک و حملونقل مسافر تلاش میکرد تا به سهم خود، در اجرای بهتر و مناسبتر این قانون سهیم باشد. خیلی کارها انجام شد. چون پیش از آن به این موضوع پرداخته نشده بود. لذا نمونه فیلمهای خارجی درخصوص ضرورت بستن کمربند ایمنی، تصادفات جادهای و موارد مشابه بررسی و با کمک مستندسازان طرحهای مختلفی برای ساخت کلیپ و تیزرهای آموزشی برای پخش از صداوسیما ارائه شد تا سرانجام موفق به ساخت تعدادی کلیپ، تیزر و پیامهای رادیویی درخصوص مزایای بستن کمربند ایمنی برای رانندگان و مسافران شدیم و با هماهنگی به عمل آمده بهصورت گسترده از شبکههای مختلف صداوسیما پخش شد که بازتاب بسیار خوبی داشت. همچنین با چاپ بروشور که یادم است تیراژ آن بسیار انبوه بود و با چندین کامیون این بروشورها به استانهای مختلف ارسال و توزیع شد یا از طریق بیلبورد در پایانهها به تبلیغ این قضیه پرداختیم، از ابزارهای رسانهای موجود استفاده بهینه کردیم، تمام سینماها و سئانسهای فیلم را برای اطلاعرسانی در ابتدای فیلمها به خدمت گرفتیم یا در صدای جمهوری اسلامی که حدود 3600 دقیقه در آن مقطع زمانی پیامهای متنوع و مرتبط با ضرورت بستن کمربند ایمنی از رادیو پیام پخش شد. اما واقعیت این است که این موضوع زمانی به موفقیت نزدیک شد که پلیس راهنمایی و رانندگی هم وارد عمل شد و بحث جریمه متخلفان از قانون مطرح گردید، که خوشبختانه با این اقدام مشترک، جهش بزرگی در این زمینه ایجاد شد.
روز 26 آذر نقطه عطفی در سازمان راهداری است، در زمان شما چه اقداماتی درخصوص نشر و بسط این روز انجام شد؟
حدود 23 سال از آن قضیه میگذرد. بنده و همکارانم در آن روزها در روابط عمومی معتقد بودیم وقتی یک رویداد ملی به نام عدهای رقم میخورد، حتماً باید صاحبان آن روز درگیر قضیه شوند. لذا با همکاری مدیران ذیربط در ستاد سازمان ضمن دعوت از بزرگان و پیشکسوتان صنعت حملونقل و برگزاری جلسات مشورتی و هماندیشی تلاش شد تا با برنامهریزی مناسب، حق مطلب درخصوص تلاشها و رشادتهای این قشر زحمتکش درآن مقطع حساس از دفاع مقدس بیان شود. سیاستگذاریها برای گرامیداشت روز حملونقل بهصورت متمرکز انجام و مقرر شد که برنامههای در نظر گرفتهشده برای اطلاعرسانی مناسب به جامعه توسط روابط عمومیهای سازمان در استانهای مختلف به مرحله اجرا گذاشته شود. علت نامگذاری روز حملونقل، برگزاری همایش و مراسم برای تبیین این روز و تقدیر و تشکر از پیشکسوتان و رانندگان زحمتکش بود. ارائه گزارش از اقدامات سازمان و ادارات کل حملونقل و پایانههای استانها در شورای اداری استان، دیدار با استانداران و ائمه جمعه استانها و درخواست از آنان برای طرح موضوع روز حملونقل در خطبههای نماز جمعه و حتی حضور مدیران کل استانها بهعنوان سخنران پیش از خطبهها برای ارائه گزارش عملکرد، مصاحبه با اصحاب رسانه و ...... از جمله اقداماتی بود که برای شناساندن 26 آذر (روز حملونقل) به جامعه، برنامهریزی و اجرا شد که خوشبختانه اثرات بسیار خوبی در معرفی سازمان در آن مقطع زمانی داشت .
یکی از مواردی که بارها در نشریه سازمان منتشر شد، موضوع بهرهگیری از فناوری در سازمان بود. علت پیشرو بودن سازمان در بخش فناوری را در چه میدانید؟
باید بپذیریم که با تکنولوژی نمیشود مقابله کرد و جلوی آن ایستاد، بلکه باید راههای درست بهرهگیری از تکنولوژی را یاد بگیریم و به کار ببندیم. در گذشته مقاومتهای زیادی در این خصوص وجود داشت و دل کندن از مکاتبات کاغذی برای برخی مدیران سخت بود، اما خوشبختانه دیدگاه کلان مدیریت ارشد سازمان حملونقل در آن زمان مبتنی بر این بود که همهچیز باید به سمت استفاده از تکنولوژی روز پیش برود و بنده هم که در آن مقطع مسئولیت حوزه ریاست را داشتم، باید در اجرای این مهم بیش از دیگران تلاش میکردم. لذا تا آنجا که در خاطر دارم، پس از آمادهسازی بستر کار و تامین تجهیزات سختافزاری برای مدیران و کارشناسان و آموزشهای لازم، یک فرصت دوهفتهای به مجموعه داده شد تا در مکاتبات اداری صرفأ از نرمافزارهای مربوطه استفاده کنند و دفتر ریاست هم بهعنوان رکن اصلی که مکاتبات رئیس به معاونان و مدیران از آنجا ارجاع میشد، نقش حساسی داشت که خوشبختانه با همکاری بدنه سازمان، موفق به انجام آن شدیم و در آن زمان سازمان حملونقل و پایانههای کشور جزو سازمانهای پیشرو در اتوماسیون اداری و بسیاری از فعالیتهای الکترونیکی بود.
درخصوص سایت سازمان هم توضیح میدهید؟
ایجاد سایت سازمان مقدمه یک تحول بزرگ بود. در هر اقدام و کار بزرگی که در سازمان انجام گرفت، واحدهای مختلفی نقش داشتند و چنین نبود که صرفاً این کار توسط روابط عمومی انجام شده باشد. واحد فناوری اطلاعات سازمان مقدمات ایجاد سایت را آماده کرد و پسازآن مسئولیت تولید و بارگذاری محتوای سایت بر عهده روابط عمومی بود. البته بعد از سایت، نشریات الکترونیکی ایجاد شد. اخبار، آمار و اطلاعات و گزارشهای عملکرد مکتوب و تصویری در سایت ارائه شد که این اقدام در 20 سال پیش اقدام بزرگی بود و ضرورت دارد که تاکید شود این کار، یک کار جمعی در سازمان حملونقل بود، نهفقط کار روابط عمومی. ما وظیفه انعکاس مناسب و مطلوب عملکرد سایر واحدها را با بهرهگیری از ابزارهای متنوع رسانهای در آن زمان داشتیم و البته همه باهم همدل و همکار بودیم. همه ما با جانودل کار میکردیم و واقعاً مدیریت جهادی در آن مقطع جریان داشت.
ماهیت کار روابط عمومی توسعه ارتباطات است؛ مدیر ارشد سازمان در آن زمان کمتر با خبرنگاران مصاحبه میکردند و شاید سالی دو یا سه بار بیشتر در جمع خبرنگاران حاضر نمیشدند؛ مدیریت شما در این خصوص بر چه مبنا بود؟
باز هم باید تاکید کنم، اگر موفقیتی بوده، قائم به فرد نبوده. معتقد بودم که سازمان باید حرف بزند، نهفقط رئیس سازمان!
اگر قرار باشد در یک سازمان، فقط مطالب به نقل از رئیس سازمان منتشر شود، آسیبهای جدی به آن سازمان وارد خواهد شد. بنابراین سیاست اطلاعرسانی روابط عمومی بر این پایه استوار بود که مطالبی که باید توسط رئیس سازمان مطرح شود، در جای خود به آن پرداخته خواهد شد، اما در یک سازمان باید معاونان، مدیران و کارشناسان هم در حوزه فعالیت خود، پاسخگوی عملکرد و اقدامات حوزه تخصصی به رسانهها باشند و بهنوعی باید بدنه سازمان هم دیده شود. بنده و همکارانم در اجرای این سیاست بسیار حساس بودیم و تمام تلاشهایمان هم بر همین روال استوار بود. عملکرد رسانهای سازمان در طی هشت سال حضورمان در روابط عمومی هم موید این موضوع است. در طول این سالها مدیران و کارشناسان سازمان با تهیه و درج مقالات، ارائه گزارشهای عملکرد و مصاحبه با رسانهها، هم اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کردند و به قول معروف دیده شدند و بازخوردهایی که میگرفتیم، حاکی از این بود که بدنه سازمان از این دیده شدن خرسند و خوشحال هستند. یکی از وظایف ذاتی روابط عمومی،کمک به توسعه حس دیده شدن افراد سازمان در تمام سطوح و پاسخ به این حس بهصورت متعادل و متوازن است.
در حوزه ارتباطات درونسازمانی چه اقدامات شاخصی را انجام دادید؟
بدون تردید سرمایههای سازمان، نیروهای انسانی و خانوادههای آنان هستند. همانطوری که عرض کردم روابط عمومی مشاور صدیق و امین مدیریت ارشد هر سازمان است. باتوجه به حضور در جلسات هیات عامل بهعنوان دبیر جلسات و آگاهی از وضعیت دقیق امکانات و محدودیتهای سازمان، معتقدم مدیران ارشد سازمان و بهویژه معاونت اداری و مالی وقت، در حد مقدورات و توان و اولویتها، اقدامات خوبی را در آن مقطع انجام دادند و نقش روابط عمومی هم در این خصوص تقویت ارتباطات درونسازمانی بود. برنامههای متنوعی هم در همین راستا توسط روابط عمومی برگزار شد. از جمله، برگزاری هفت دوره متوالی جشن تجلیل از دانش آموزان با حضور خانوادههای محترم همکاران، تهیه و چاپ ویژهنامههای دانش آموزان ممتاز طی هشت سال متوالی، برگزاری اردوهای دانشآموزی برای فرزندان کارکنان، و.....بسیاری از فعالیتهای رفاهی در حد مقدورات انجام شد که چنانچه هماکنون نیز یک نظرسنجی از همکاران به عمل آید، اقدامات صورت گرفته در آن زمان ، زبانزد خواهد بود .
در زمینه کسب و انتقال تجربه و بهروزرسانی دانش مدیریت سازمان چه اقداماتی انجام شد؟
در طول آن سالها نگرش مدیریت ارشد سازمان این بود که مدیران و کارشناسان سازمان حملونقل باید سیستم حملونقل، صنعت خودروسازی، عملکرد ایمنی و ترافیک را در کشورهای مختلف از نزدیک ببینند، لمس کنند و الگو بگیرند. ازاینرو در طول آن هشت سال، مدیران و کارشناسان بسته به موضوع به کشورهای مختلف اعزام شدند که قطعاً اثرات آن سفرهای کاری در نگاهشان به برنامههای پیشرو و در عملکردشان تأثیرگذار بود و این قضیه در کارشناسان هم دلگرمی خوبی را ایجاد میکرد که مدیران ارشد به فکر رشد و ارتقای آنان هستند.
روابط عمومی چقدر میتواند در گسترش احترام و تکریم نیروی انسانی مؤثر باشد؟
روابط عمومی در این زمینه نقش بسیار مهمی دارد. گاهی روابط عمومی خودش را در یک چارچوبهایی محصور میکند که انگار فقط باید خبر بنویسد و خبر مخابره کند؛ درحالیکه نقش روابط عمومی فراتر از اینهاست که باید این چارچوبها را بشکند. درست است که وظیفه روابط عمومی تولید محتواست، اما اعتقاد دارم محتوا فقط خبر نیست، بلکه تولید فرهنگ گفتمان، فرهنگ تکریم، رشد شخصیت کارکنان، فراهم آوردن زمینههایی برای درک درست و باور سازمانی در مورد توسعه ارتباطات انسانی و بسیاری از مولفهها است که کمتر به آن توجه میشود. بنابراین باید انتظارات بجا و منطقی کارکنان از مدیران ارشد و بالعکس، بررسی، ارزیابی و منعکس شود. آسیبشناسی بهصورت مستمر در سازمان صورت بگیرد. آدمها ربات نیستند و مشکلات خاص خود را دارند. سازمان میتواند در حل برخی از مسائل آنها دخیل باشد و روابط عمومی میتواند بهعنوان مشاور در این زمینه با انعکاس بهموقع مشکلات بسیار تأثیرگذار باشد. در یک سازمان وقتی کارکنان آن سازمان مورد احترام و تکریم واقع شوند، قطعاً و متقابلاً کارکنان آن سازمان هم در برابر اربابرجوع و مراجعه کنندگان به همین شیوه عمل خواهند کرد.
در صورت امکان کمی از زندگی شخصیتان برای خوانندگان ما بگویید؟
من متولد آبان 1339؛ متأهل و دارای دو فرزند هستم. دخترم کارشناس IT است و همسرش هم کارشناس امنیت شبکه در بخش فناوری است. پسرم فوقلیسانس اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی را دارد و دریک شرکت بخش خصوصی فعالیت دارد.
بهعنوان کسی که سالها در حوزه خبر و رسانه و منابع انسانی فعالیت داشتهاید، مختصری از پیشینه کاری خودتان بیان بفرمایید .
من به دلیل علایقی که از دوران دبیرستان به زبان آلمانی داشتم، مترجمی زبان آلمانی خواندم. در اوایل دهه 60 مدت 7 سال در روابط عمومی بنیاد مستضعفان بهعنوان خبرنگار مشغول به کار بودم و همزمان از سال 61 وارد تحریریه صداوسیما شدم و در سال 69 هم مسئولیت مدیریت واحد اخبار صداوسیمای مرکز خلیجفارس به عهده بنده گذاشته شد که راهی بندرعباس شدم، ولی به دلیل تولد دومین فرزندم و مسائل خانوادگی مدت زمان بیشتری نتوانستم در هرمزگان بمانم. لذا برگشتم . حدود 2 سال در روزنامه ابرار فعالیت کردم و بعد ازآن بنا به دعوت دکتر کرباسیان، مدیرعامل وقت سازمان تأمین اجتماعی، مسئولیت دفتر و روابط عمومی معاونت درمان تأمین اجتماعی را به مدت 5 سال عهدهدار شدم. پس از آن هم حدود 8 سال بهعنوان مدیرکل دفتر ریاست و روابط عمومی در سازمان حملونقل انجاموظیفه کردم. همزمان با حضور در سازمان، مدتی هم عضو هیاتمدیره شرکت حملونقل ایران و روسیه( ایرسوتر) بودم. زمانی که مدیریت ارشد سازمان تغییر کرد، باتوجه به ساختار اداری دفتر ریاست و روابط عمومی در سازمان، و برای باز گذاشتن دست رئیس جدید سازمان، برای انتصاب فرد موردنظر خود، ترجیحم این بود که جای دیگری مشغول کار شوم. هرچند با صدور حکمی بهعنوان مشاور رئیس سازمان، دو سه ماهی هم حضورم در سازمان ادامه داشت، اما به دعوت مدیرعامل وقت سایپادیزل، بهعنوان مشاور ایشان و مدیر ارتباطات سایپادیزل به آن شرکت رفتم و بعد بنا به نیازی که آن مجموعه داشت و درخواست مدیرعامل، مدیریت منابع انسانی شرکت سایپادیزل را چند سالی عهدهدار بودم و با تغییرات گستردهای که در سایپا انجام شد، از آن مجموعه خارج شدم. مدیرعامل شرکت حملونقل کالای تهران، مشاور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران و.... از دیگر مسئولیتهایی بود که طی آن سالها داشتم .
اما از اوایل سال 94 با دعوت مجدد آقای مهندس خوانساری، به اتاق بازرگانی تهران آمدم و مسئولیت حوزه ریاست و روابط عمومی اتاق بازرگانی را عهدهدار شدم که تاکنون ادامه دارد. بهطورکلی بخش عمدهای از فعالیتهای کاریام را در حوزه ارتباطات و منابع انسانی گذراندهام.
شما کدام ویژگی اخلاقی و کاری خود را غالب بر سایر ویژگیهایتان میدانید؟
انسان یک موجود تکبعدی نیست. مجموعهای از ویژگیها و خصایص را دارد. بااینحال آن چیزی که در زندگی کاری و شخصیام بیش از سایر ویژگیها به آن اعتقاد دارم، نظم و انضباط، پشتکار و مسئولیتپذیری است. طی اینهمه سال به یاد ندارم بعد از شروع ساعت کاری وارد اداره شده باشم. همواره سعی کردم کمبودها و نواقصی را که در خودم سراغ دارم، با یادگیری، تلاش و پشتکار جبران کنم. باتوجه به توسعه فناوریهای جدید، همیشه در حال یادگیری و بهروز باشم. مضاف بر اینکه علاقه و عشق به کار برای من بسیار اهمیت دارد. چراکه اگر انسان عاشق شغلش نباشد، از حضور در محیط کارش لذت نخواهد برد. من با کارم زندگی میکنم و معتقدم یک مدیر باید در وهله اول یک کارشناس باشد و خودش را بینیاز از یادگیری و آموزش مهارتهای شغلیاش نداند. درعینحال با همکارانش ارتباط صمیمی و دوستانه داشته باشد و زمینه رشد آنان را فراهم کند تا اعتماد بین مدیر و کارکنان یک مجموعه برقرار بماند.
ما همیشه در مجموعه خودمان از شما یک یادگار داریم که یاد گرفتهایم در تمام نامههایمان اول تشکر کنیم؛ حتی اگر از ما انتقاد کرده باشند. من فکر میکنم یکی از توفیقات شما همین بوده است. لطفاً در این خصوص هم توضیح دهید؟
یک روایت از حضرت علی (ع) است که فرمودند: «آن کس که با فداکاری انجاموظیفه میکند، باید قولاً و عملاً تشویق شود؛ حتی کوچکترین اقدام ستودهاش را هم نباید نادیده انگاشت.» هرکسی برای تو هر کاری انجام میدهد، تو قدر بدان؛ شاید همه توان آن شخص، همین اندازه بوده است. وظیفه ما بهعنوان مدیر این است که توانمندیهای افراد را شناسایی و با قدرشناسی و آموزش ، زمینه رشد آنان را فراهم کنیم. البته نکته دیگری که از نظر خودم بسیار حائز اهمیت است، این است که هیچوقت پیگیری کارها را فراموش نکنیم. یکی از مهمترین کارها در کشور ما پیگیری امور است و تا پیگیری نکنیم، کاری به نتیجه نمیرسد و اگر پیگیری با تشکر و قدردانی همراه باشد، قطعاً نتیجه بخشی آن دوچندان خواهد بود.
جنابعالی هم در بخش خصوصی کار کردهاید و هم در بخش دولتی؛ این دو بخش چه تفاوتهایی با هم دارند؟
اصولاً فعالیت و کار در روابط عمومی و حوزه ریاست و دفتر، از نظر ماهیت کار تفاوت چندانی در بخش خصوصی و دولتی باهم ندارند؛ اما این موضوع در بین مخاطبان و مطالبهگران بخش خصوصی و دولتی شاید متفاوت باشد. به نظر من کار کردن در بخش دولتی شاید راحتتر از بخش خصوصی باشد؛ چراکه در بخش دولتی شما در یک چارچوب مشخص کارتان را انجام میدهید و پاسخگوی رئیس مستقیمتان هستید، اما در بخش خصوصی، مانند اتاق بازرگانی، اعضاء، فعالان اقتصادی و صاحبان کسبوکار، بیشتر مطالبهگر هستند. لذا نقش روابط عمومی در این خصوص حساس و مهمتر است.
شما چه نگاهی به بازنشستگان و پیشکسوتان و جایگاه آنان دارید؟
من با استفاده از قانون بازنشستگی پیش از موعد خودم را بازنشسته کردم. این حقیقت که بازنشستگان دارای خرد و تجربه هستند، درست است، اما چه میزان میتوان از این تجربهها استفاده کرد؟ بسیاری از افراد پس از بازنشستگی، که باید آرامش و آسایش داشته باشند، با دریایی از مشکلات مالی و کاهش درآمد، بیماری، افسردگی و فرسودگی روبهرو هستند و بناچار خانهنشین میشوند.
چقدر زمینههای انتقال تجربه از بازنشستگان وجود دارد؟
به جرئت عرض میکنم خیلی کم! ما یک حلقه گمشده داریم و آن پیوند مناسب برای استفاده از تجربیات بازنشستگان با پویایی و انرژی جوانان است. سکوت بازنشستگان سرشار از ناگفتههاست و من معتقدم بازنشستگان که شاغلان امروز، تصویر آنان را در آیینه آینده و فردای خود میبینند، بیشازپیش نیازمند رسیدگیهای مادی و معنوی از سوی سیاستگذاران هستند . بازنشستگان و پیشکسوتان علاوه بر احترام به همسانسازی حقوقهایشان در این شرایط، سخت نیاز دارند تا بار مشکلات معیشتی کمتر بر دوششان سنگینی کند. اینها واقعیتهای موجود جامعه است. ما باید بازنشستگان را امیدوار کنیم. امید به زندگی افزایش پیدا کند؛ ولی این امیدوار کردن تنها به شعار نیست، بلکه نیازمند برنامهریزی و عمل است.
زمانی که شما وارد سازمان شدید، بهعنوان مدیرکل دفتر ریاست و روابط عمومی مشغول به کار شدید. بعدها بحث استقلال رئیس دفتر و مدیر روابط عمومی پیش آمد؛ این موضوع چه مزایا و معایبی میتواند داشته باشد؟
طبیعی است وقتی هر مدیر ارشدی جابهجا میشود، یک فرد مورد اعتماد خودش را بهعنوان رئیس دفتر انتخاب میکند. درخصوص موضوعی که اشاره کردید، من معتقدم حضور در مسئولیت " مدیر دفتر و روابط عمومی"، فرصت مناسبی است که باتوجه به اشراف فرد به هر دو حوزه، با توجه به دسترسی و اطلاع از بسیاری از مکاتبات، امکان سوژهیابی و اطلاعرسانی مناسب از فعالیتها و اقدامات سازمان بدون واسطه فراهم میشود. البته اگر ارتباط مدیر روابط عمومی با مدیر ارشد سازمان، فارغ از چارچوبهای اداری باشد و امکان ارتباط مستمر وجود داشته باشد، فردی که فقط مسئولیت روابط عمومی را دارد، قطعاً بیشتر میتواند در این حوزه خاص وقت بگذارد.
غیر از کار، علاقهمندی دیگری دارید؟
علاقهمندی انسانها در سنین و زمانهای مختلف، متفاوت است. من قبلاً به فوتبال سالنی، بدمینتون و شنا علاقه داشتم. اما باتوجه به سن و سالم، در حال حاضر، به دلیل شیوع بیماری کرونا و محدودیتهای ایجادشده، پیادهروی را ترجیح میدهم. البته به موسیقی، فیلم و کتاب و مجلات و در شرایط فعلی "وبگردی" و استفاده از فضای مجازی علاقه دارم و در طول روز چندساعتی از وقتم، البته بعد از ساعت اداری، به همین طریق میگذرد.
بهعنوان آخرین سؤال یک خاطره از دورانی که در سازمان راهداری بودید، برای خوانندگان ما تعریف کنید؟
واقعاً سالهای خدمت من در سازمان حملونقل و راهداری از بهترین دوران کاریام بود. هشت سال فعالیت در یک سازمان قطعاً باعث شده که خاطرات بسیاری از سفرها، ماموریتها، سمینارها و .... با مدیران کل ستادی و استانی و همچنین مسئولان روابط عمومی استانها داشته باشم. انسانها در دوران میانسالی و کهنسالی بیشتر با خاطراتشان زندگی میکنند. بهترین خاطرات من هم در زمانهایی بود که با عزیزان روابط عمومی کنار هم کار میکردیم. وقتی یک مراسم، یک افتتاح، یک همایش یا کار مهمی را باهم به نتیجه میرساندیم، احساس بسیار خوبی داشتیم؛ زیرا اقدامات انجام گرفته نتیجه و ماحصل کار یک مجموعه ارتباطی همدل بود. بهطورکلی میتوانم بگویم تمام سفرها و برنامههایی که با همکاران روابط عمومی ستاد سازمان و استانها و همچنین خبرنگاران و دوستان رسانهای داشتیم، همگی خاطرههای خوبی برای من از سازمان راهداری و حملونقل جادهای به جا گذاشته است. آرزوی موفقیت برای تمام همکاران عزیزم در جایگاه خطیر روابط عمومی در ستاد سازمان و استانها را دارم .
https://pishkesvat.rmto.ir/fa/news/201182-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%B3%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A8%D8%B2.html